X
تبلیغات
. . . رویای شبهای تنهایی من . . .


. . . رویای شبهای تنهایی من . . .





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :

عکسهای فریبا کوثری عزیزم در سریال جدید یلدا

 

 

 

 

 

فریبا کوثری - سید مهرداد ضیایی - خامد میر باقری - سحر افتاذه و دوست دیگهای که با عرض پوزش اسمشونو نمیدونم .

 

 

 

 

 

خانم فریبا کوثری  در کنار خانم الهام پاوه نژاد از بازیگران سریال جدید یلدا

 

 

 

 

 

الهام پاوه نژاد و سحر افتاده

 

 

 

 


نويسنده: مرضیه مورخ: دوشنبه 18 دی1391 در ساعت: 11:53 AM
|+|

واااااااااااااااااااااااااااااااای نفسم همه جره مثل ماه میمونی . . .

 

 

 

 

 

 

 

 


نويسنده: مرضیه مورخ: سه شنبه 14 آذر1391 در ساعت: 12:22 PM
|+|

چندعکس قشنگ از دنیای من

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نويسنده: مرضیه مورخ: سه شنبه 30 خرداد1391 در ساعت: 1:51 PM
|+|

عکس های جدید از عشقم فریبا کوثری در مختارنامه

 

 

 

 

 

 


نويسنده: مرضیه مورخ: سه شنبه 30 خرداد1391 در ساعت: 1:47 PM
|+|

دل نوشته های خودم . . .
نباشي دل ديوونه من ميميره

تنهام نذار دل عاشقم اسيره

عشق من ، بيا  پيشم دوباره

بي تو هر شب ، چشماي خيسم ميباره

هستي من ، بمون تو واسه هميشه

تمومش كن لجبازي رو ، بدون تو نميشه

تمومش كن گريه رو دل بيچاره

اوني كه رفت  ، بر نميگرده دوبا ره

تنهات گذاشت ، بي معرفت نميدونه

حالا ديگه تنها شدي كار تمومه

حرفاي من همش بغض گلومه

ديگه چيزي واسم توي دنيا نميمونه

ابن دل من حال خوشي نداره 

هر لحظه دلم رو به زواله


نويسنده: مرضیه مورخ: چهارشنبه 30 فروردین1391 در ساعت: 10:57 AM
|+|

فریبای عزیزم در هتل استقلال تهران به همراه جمعی از هنرمندان

 

 

 

 

 

 


نويسنده: مرضیه مورخ: دوشنبه 1 اسفند1390 در ساعت: 3:20 PM
|+|

جدیدترین فیلم عشقم . . . بیتا بی بیتا

 

 

 

 

 


نويسنده: مرضیه مورخ: دوشنبه 1 اسفند1390 در ساعت: 3:16 PM
|+|

فریبا کوثری در پانزدهمین جشن سینمای ایران . . .

 

 

 

 


نويسنده: مرضیه مورخ: دوشنبه 1 اسفند1390 در ساعت: 3:14 PM
|+|

عشق من با سریال جدید . . .
 پنجره . . . . . . 

سریال پنجره سریال جدیدی که این شب ها مهمان خانه های ایرانی  از شبکه تهران است . ساعت پخش این سریال   روزهای زوج ساعت ۱۹ و تکرار ان روزهای فرد ساعت ۲۳ میباشد و بازیگرانی چون عبدلارضا اکبری - فریبا کوثری - بهنام شهابی و محسن افشانی در ان ایفای نقش میکنند . 

در اینجا چندتا عکس جدید از این سریال قرار دادم که امیدوارم دوست داشته باشید . دووووستووون دارم .  نظر یادتون نره هااااااا .

 


 

 

 

 

 

 


نويسنده: مرضیه مورخ: یکشنبه 4 دی1390 در ساعت: 10:6 AM
|+|

درد عشقی کشیده ام که مپرس . . .
درد عشقی کشیده ام که مپرس          زهر هجری چشیده ام که مپرس

گشته ام در جهان وآخر کار                      دلبری برگزیده ام که مپرس

آن چنان در هوای خاک درش                   میرود آب دیده ام که مپرس

بی تو در کلبه گدائی خویش                   رنجهائی کشیده ام که مپرس

من بگوش خود از دهانش دوش              سخنانی شنیده ام که مپرس 

سوی من لب چه میگزی که مگوی         لب لعلی گزیده ام که مپرس

                            همچو حافظ غریب در زه عشق

                            به مقامی رسیده ام که مپرس


نويسنده: مرضیه مورخ: دوشنبه 28 شهریور1390 در ساعت: 2:16 PM
|+|

گفتم غم تو دارم . . . . .

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید               گفتم که ماه من شو  گفتا اگر برآید

گفتم ز مهر ورزان رسم وفا بیاموز                گفتا ز ماهرویان  این کار کمتر آید

گفتم که کفر زلفت گمراه عالمم کرد            گفتا اگر بدای هم اوست رهبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به ارزو کشت        گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد            گفتا بکش جفا را تا وقت آن سرآید

گفتم که بر خیالت رها نظر ببندم                 گفتا که شبر رو است او از راه دیگر آید

گفتم خوشا هوائی کز باغ خلد خیزد             گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آید      گفتا خموش حافظ کاین قصه هم سرآید


نويسنده: مرضیه مورخ: دوشنبه 28 شهریور1390 در ساعت: 2:14 PM
|+|

 

 

 

 

 

 


نويسنده: مرضیه مورخ: شنبه 22 مرداد1390 در ساعت: 1:48 PM
|+|

سقوط یک فرشششششتهههههه
سلام سلام  .... فرا رسيدن ماه مبارك رمضان را به همه مسلمانان جهان تبريك و تهنيت عرض ميكنم و اميدوارم طاعات و عباداتتون مورد قبول درگاه حق واقع بشه . التماس دعا

امروز چندتا  عکس جدید از عشقم پیدا کردم که گذاشتمش داخل وبلاگم ....اين عكس مربوط ميشه به سريال سقوط يك فرشته كه در ماه مبارك رمضان از شبكه  يك پخش ميشه .

 

 


نويسنده: مرضیه مورخ: شنبه 15 مرداد1390 در ساعت: 1:59 PM
|+|

دلتنگی . . .
گاهی اوقات اینقدر دلم میگیره که از تموم دنیا دلگیر میشم . نمیدونم چرا ؟؟ اما این دنیای نامهربون را خیلی دوست ندارم  چون هیچ کس نیست که به همه خواسته هاش رسیده باشه و ناراحتی نداشته باشه    چی میشد همه ادما بدون هیچ دلخوری و دلواپسی زندگی میکردن .  یکی اینقد به فکر خودشه که دیگران رو زیر پاش میذاره تا به هدف هاش برسه   یکی اینقدر مشغوله  که احساسات دیگری واسش مهم نیست . بعضی وقتها دلم میخواد یه گوشه ای بشبنم و گریه کنم تا بغضم بشکنه و خالی بشم . میشه چی کار کرد  همه دلشون از یه جا پره . . .
نويسنده: مرضیه مورخ: شنبه 31 اردیبهشت1390 در ساعت: 0:59 AM
|+|

نهایت انتظار چی میتونه باشه ؟؟؟؟؟؟؟

سلام سلام سلام . . . .  .   اومدوم  با  یک  خبر  داغ داغ داغ  دسته اول ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!  اگه  گفتین اون چیه ؟؟؟؟؟؟   اهاااااااان   !!!!!!!!!!

 خبری  که  خودم هم  تا یه  مدت نمیتونستم   باور کنم  !   اخه یعنی  میشه ؟  چطور ممکنه بعد ز 8  سال انتظار به اون کسی که با تمام وجودم دوستش داشتم  و دارم  برسم !!؟؟  وااااااااااااااااااای خداااجوون  باورم نمیشه  که بالاخره به آرزوم  رسیدم  *******  میدونید  چی شده ؟؟؟؟؟؟   بعد این همه چشم انتظاری  با  عزیزترین  و  مهربون ترین  عشقم  تلفنی صحبت کردم و  صدای مهربونشو  از پشت تلفن شنیدم  !!!!  واای نمیدونید چه حسی داشتم    دست و پامو  گم  کرده بودم به خدا !  قلبم  تند تند  میزد !!!  خلی حرف آماده کرده بودم که براش بگم اما توی اون لحظه همشون یادم رفته بود ....  فقط از این خوشحالم که حداقل تونستم  بگم  که خیلی  خیلی دوستش دارم  بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنه ....  میدونید کی بود ؟؟؟؟؟   همون کسی  که با بازی  توی مجموعه معصومیت از دست رفته  با چهره مهربونی که داشت  من را عاشق خودش کرد ...  الهی قربونش برم من !!    عشق  من  کسی  نیست  جز  

 فریبا  کوثری     

 میدونم که میشناسیدش  و تو بعضی از فیلم ها به خصوص دلنوازان دیدینش .  امیدوارم که همیشه  سلامت باشه و همون خدایی که عشق و احساس رو برای دوست داشتن آفرید  همیشه و همه جا مراقبش باشه  که نمیتونم یک لحظه ناراحتیشو ببینم  و  دوست دارم همیشه لبخند بر لب داشته باشه  ، لبخندی  که از ته دل باشه !!!!!   الهی  فدااااااااش بشم  من که اینقد مهربونه !!!!!!!!!!!


نويسنده: مرضیه مورخ: شنبه 30 بهمن1389 در ساعت: 3:7 PM
|+|

تو را دوست میدارم . . .

تو را دوست میدارم

 تو را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست میدارم 

تو را به جای همه روزگارانی که نزیسته ام دوست میدارم

برای خاطر عطر نان گرم  و برفی که آب میشود

و برای نخستین گل ها . . .

تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم 

تو را به جای همه کسانی که دوست نمیدارم  ، دوست میدارم 

بی تو جز گستره ی بی کرانه نمی بینم

میان گذشته و امروز . . .

از جدار آیینه خویش گذشتن نتوانستم 

می بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم

راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می برند

تو را دوست می دارم . . .

برای خاطر فرزانه گی ات که از آن من نیست

به رغم همه ی آن چیزها  که جز  وهمی نیست دوست دارم

به خاطر این قلب جاودانی که بازش نمیدارم

می اندیشی که تردیدی ... اما تو تنها دلیلی 

تو خورشید رخشانی که بر من میتابی 

هنگامی که بر خویش  مغرورم      

سپیده که سر بزند . . .

در این بیشه زار خزان زده  شاید  گلی بروید 

شبیه آنچه در بهار بوئیدیم

پس به نام زندگی . . .

 

                                         هرگز نگو هرگز  

 


نويسنده: مرضیه مورخ: شنبه 25 دی1389 در ساعت: 8:8 PM
|+|

از عشقت نگذر ....

 از کسي که دوستش داري ساده دست نکش...شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره،بي تفاوت عبور نکن چون شايد هيچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه .هرگز به کسي نگاه نکن وقتي قصد دروغ گفتن داري و هرگز به کسي محبت نکن وقتي قصد شکستن دلش رو داري. هرگز قلبي رو قفل نکن وقتي کليدش رو نداری

 


نويسنده: مرضیه مورخ: شنبه 18 دی1389 در ساعت: 3:6 PM
|+|

تا آخرین لحظه با من باش . . .

تاآخرین لحظه با من باش

عشق راز نا مکشوف تاریخ است  شاید اگر از هر کسی بپرسی عشق چیه واقعا  نتونه یه تعریف  بگه... می دونی واقعیت اینه که آخه عشق فقط یه تعریف نیست  اون یه حسه  یه حس که با هیچ کدوم از حواس پنج گانه   درک نمی شه واز طرفی با  تمام حواس پنج گانه درک  می شه  وقتی  راجع  به عشق حرف می زنم  دیوونه می شم  این دیوونگی هم مثل دیوونگی های  دیگه نیست مثل من مثل تو مثل ما نمی دونم عزیزم  یه روز یه نفر از راه می رسه  با رسمی  که  تو اسمشو می ذار ی قسمت ؛  و یه روز می ره  با رسمی که اصلا  دوس نداری اسمشو بگی تو فقط فکر می کنی  عاجزانه التماس می کنی ولی .............. چی بگم    گلم  بعضی ها قیدشو می زنن ،   بعضی ها هم تا  آخرین لحظه پاش می مونن به هرحال این تویی که تصمیم  می گیری  تا ابد بسازی  و بسوزی یا فراموش کنی  که یه روز یه نفر  بهت گفت عاشقانه دوستت داره   فقط برای خودت   و نه هیچ چیز   دیگه   صداش مثل   یه    پیچک    تو گوشت می پیچه  و تو دستت از همه جا کوتاه   عاشقانه و دیوانه وار آرزوی مرگ می کنی    صدها بار ولی تو مردی خیلی وقته که مردی اون روز ها که دیگه صدای لالایی دوستت دارم از گوشات رفت و پرید و دیگه بر نگشت تو مردی  پس آرزوی مرگ نکن بعضی وقتا با خودم می گم یعنی می شه یه روز دیگه همون صدای آشنای همیشگی بگه           دوستت دارم ؟؟؟!!!!!!!


نويسنده: مرضیه مورخ: شنبه 18 دی1389 در ساعت: 2:55 PM
|+|

...عیادت از یک دوست قدیمی ...

 

 

 

 

 این عکس هایی که ملاحضه میکنید مربوط میشه به عیادت از خانم مهری ودادیان بازیگر قدیم سینما و تلویزیون. واقعا معرفت خودشون را رسوندن با این کار قشنگشون ...

 


نويسنده: مرضیه مورخ: دوشنبه 26 مهر1389 در ساعت: 4:9 PM
|+|

. . . اگه گفتی ؟؟؟. . .

 خوب بریم سراغ این عکس ها تا براتون بگم کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟          این خانومی که عکسشون را میبینین خانم فریبا کوثری بازیگرمورد علاقه بنده هستن که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب معلومه دیگه چون مورد علاقمه دوستش هم دارم ! این که سوال کردن نداره که تعجب کردی از این علامت سوال ها ! تا یادم نرفته بگم این عکس هاجدید تر از قبلی ها هستن ...

خوب اگه چیزی هست بگید ما هم بخندیم   اخه  دلمون پوسید از غصه ...

  به ترتیب از چپ به راست : خانم ها نسرین مقانلو  ِ فریبا کوثری و الهام حمیدی

این عکس ها مربوط میشن به مراسم تقدیر از بازیگران و تهیه کنندگان مختارنامه که واقعا فوق العاده است.. .واقعا خسته نباشید داره به خدا ...


نويسنده: مرضیه مورخ: دوشنبه 26 مهر1389 در ساعت: 3:5 PM
|+|

. . . از دوست داشتن . .

از دوست داشتن . . .

 

امشب از آسمان دیده تو

روی شعرم ستاره می بارد

در سکوت سپید کاغذ ها

پنجه هایم جرقه می کارد

شعر دیوانه تب آلودم

شرمگین از شیار خواهش ها

پیکرش را دوباره می سوزد

عطش جاودان آتش ها

آری ¸ آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

از سیاهی چرا حذر کردن

شب پر از قطره های الماس است

آنچه از  شب به جای می ماند

عطر سکرآور گل یاس است 

آه  بگذار گم شوم در تو

کس نیابد دگر نشانه من 

روح سوزان و آه مرطوبت

بوزد بر تن ترانه من

آه بگذار زین دریچه باز

خفته در پرنیان رویاها

با پر روشنی سفر گیرم

بگذرم از حصار دنیاها

دانی از زندگی چه میخواهم

من تو باشم ¸ تو ¸ سر تا پای تو

زندگی گر هزار باره بود

بار دیگر تو ¸ بار دیگر تو

آنچه در من نهفته دریاییست

کی توان نهفتنم باشد

با تو زین سهمگین طوفانی

کاش یارای گفتنم باشد

بس که لبریزم از تو ¸ می خواهم

بدوم در میان صحرا ها

سر بکوبم به سنگ کوهستان

تن بکوبم به موج دریاها

بس که لبریزم از تو¸ می خواهم

چون غباری از خود فرو ریزم

زیر پای تو سر نهم آرام

به سبک سایه تو آویزم

 

آری  آغاز دوست  داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان  راه  نیندیشم 

که همین دوست داشتن زیباست

                                                  فروغ فرخ زاد

 

                                 

                 فروغ فرخ زاد

 


نويسنده: مرضیه مورخ: چهارشنبه 31 شهریور1389 در ساعت: 2:16 PM
|+|

. . .عاشقانه . . .

عاشقانه . . .  

 

ای شب از رویای تو رنگین شده 

سینه از عطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادیم بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاک 

هستیم ز آلودگی ها کرده پاک

ای تپش های تن سوزان من

آتشی در سایه مژگان من

ای ز گندم زارها سرشار تر

ای ز زرین شاخه ها پر بار تر

ای در بگشوده بر خورشید ها

در هجوم ظلمت تردید ها

با توام دیگر ز دردی بیم نیست

هست اگر¸ جز درد خوشبختیم نیست

این دل تنگ من و این بار نور ؟

های و هوی زندگی در قعر گور ؟

ای دو چشمانت چمن زارهای من

داغ چشمت خورده بر چشمان  من

بیش از اینت گر که در خود داشتم

هر کسی را ¸ تو نمی انگاشتم

درد تاریکیست درد خواستن

رفتن و بیهوده خود را کاستن

سر نهادن بر سیه  دل سینه ها

سینه آلودن به چرک کینه ها

در نوازش نیش ماران یافتن

زهر در لبخند یاران یافتن

زر نهادن در کف طرارها

گمشدن در پهنه بازار ها

آه  ای با جان من  امیخته

ای مرا از گور من انگیخته 

چون ستاره با دو بال زر نشان

آمده از دور دست آسمان

از تو تنهایئم خاموشی گرفت

بستر رگهایم سیلاب تو

در جهانی این چنین سرد و سیاه

با قدم هایت قدم هایم به راه

ای به زیر پوستم پنهان شده

همچو خون در پوستم جوشان شده

گیسویم را از نوازش سوخته

گونه ام از حرم خواهش سوخته

آه ¸ ای بیگانه با پیراهنم

آشنای سبزه زاران تنم

آه ¸ ای روشن طلوع بی غروب

آه ¸ ای از سحر شاداب تر

از بهاران تازه تر سیراب تر

عشق دیگر نیست این ¸ این خیرگیست

چلچراغی در سکوت تیرگیست

عشق چون در سینه ام بیدار شد

از طلب  پا تا سرم ایثار شد

این دگر من نیستم  ¸ من نیستم

حیف از آن عمری که بامن زیستم

 

آه ¸ میخواهم  که بشکافم  ز هم

شادیم یکدم بیالاید به غم

آه ¸ میخواهم که بر خیزم ز جای

همچو ابری اشک ریزم های های

این دل تنگ من و این دود عود ؟

در شبستان ¸ زخمه های چنگ و رود ؟

این فضای خالی و پروازها

این شب خاموش و این آوازها

ای نگاهت لای لائی سحر بار

گاهوار کودکان بی قرار

ای نفس هایت نسیم نیم خواب

شسته از من لرزه های اضطراب

خفته در لبخند فرداهای من

رفته تا اعماق  دنیاهای من

ای مرا با شور شعر آمیخته

این همه آتش به شعرم ریخته

چون تب عشقم چنین افروختی

لا جرم شعرم به آتش سوختی

                                                          فروغ فرخ زاد

 


نويسنده: مرضیه مورخ: چهارشنبه 31 شهریور1389 در ساعت: 2:15 PM
|+|

کوچه . . .

کوچه . . .

 بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم 

همه تن چشم شدم  خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام  وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم

گل یاد تو  درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت,  دل خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و  سنگ

همه دل  داده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی :

از این عشق حذر کن !

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب , آئینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش  فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم : حذر از عشق !؟ ندانم

نتوانم !

روز اول , که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به سنگ زدی , من نه رمیدم ,

نگسستم . . .

 

 

باز گفتم نه : تو صیادی و من اهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم ,  نتوانم !

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب , ناله تلخی زد و بگریخت . . .

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم , نرمیدم .

رفت در ظلمت غم , آن شب و شبهای دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق آزرده  خبر هم

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم . . .

بی تو , اما  به چه حالی من از آن کوچه گذشتم !

                                                              فریدون مشیری

 

 

 

 

 

 


نويسنده: مرضیه مورخ: سه شنبه 30 شهریور1389 در ساعت: 4:4 PM
|+|

تو کیستی ؟؟!!

      

                    در میان دستهایت عشق پیدا می شود

 

                    زیر باران نگاهت نسترن وا می شود

 

                   با عبور واژه ها از گوشه لبهای تو

 

                    مهربانی های قلبت اشکا ر می شود

                                           


نويسنده: مرضیه مورخ: سه شنبه 9 شهریور1389 در ساعت: 3:28 PM
|+|

استجابت دعا . .
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد:
او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد.
او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد.
او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد


نويسنده: مرضیه مورخ: سه شنبه 9 شهریور1389 در ساعت: 2:12 PM
|+|

دلتنگی . . .

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

 


نويسنده: مرضیه مورخ: سه شنبه 9 شهریور1389 در ساعت: 1:49 PM
|+|

و خداوند عشق را افرید . . .

عشق يعني يك سلام و يك درود

 
عشق يعني درد و محنت در درون

 
عشق يعني يك تبلور يك سرود

 
عشق يعني قطره و دريا شدن

 
عشق يعني يك شقايق غرق خون

 
عشق يعني زاهد اما بت پرست

 
عشق يعني همچو من شيدا شدن

 
عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

 
عشق يعني بيستون كندن بدست

 
عشق يعني آب بر آذر زدن

 
عشق يعني چون محمد پا به راه

 
عشق يعني عالمي راز و نياز

 
عشق يعني با پرستو پرزدن

 
عشق يعني رسم دل بر هم زدن

 
عشق يعني يك تيمم يك نماز

 
عشق يعني سر به دار آويختن

 
عشق يعني اشك حسرت ريختن

 
عشق يعني شب نخفتن تا سحر

 
عشق يعني سجده ها با چشم تر

 
عشق يعني مستي و ديوانگى

 
عشق يعني خون لاله بر چمن

 
عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

 
عشق يعني با گلي گفتن سخن

 
عشق يعني معني رنگين كمان

 
عشق يعني شاعري دلسوخته

 
عشق يعني قطره و دريا شدن

 
عشق يعني سوز ني آه شبان

 
عشق يعني لحظه هاي التهاب

 
عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

 
عشق يعني ديده بر در دوختن

 
عشق يعني در فراقش سوختن

 
عشق يعني انتظار و انتظار

 
عشق يعني هر چه بيني عكس يار

 
عشق يعني سوختن يا ساختن

 
عشق يعني زندگي را باختن

 
عشق يعني در جهان رسوا شدن

 
عشق يعني مست و بي پروا شدن

 
عشق يعني با جهان بيگانگى

 


نويسنده: مرضیه مورخ: دوشنبه 8 شهریور1389 در ساعت: 7:36 PM
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Dastan.kotah & Bahar 20 & Best-Music-Cod



قالب وبلاگ

download

قالب بلاگ اسکای

اخلاق اسلامی